أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
311
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
يك نوع ديگر را از قيصوم برگها و شاخها بزرگتر بود و شكوفهء اين نوع خردخرد باشد و به لون سپيد و زرد . نبات اين نوع در فصل تابستان رسته شود . ابو حنيفه گويد قيصوم ، نبات دشتى است و برگهاى او برتافته باشد ، گل او زرد است و سرهاى گل او بر يك موضع بود و متفرق نبود و به مقدار خردخرد بود . ساق شكوفهء او دراز باليده بود . 8 ( 1 ) . برنجاسف ، بلنجاسف و ديگر شكلها ؛ ( I , Vullers ، 227 ) - Artemisia vulgaris L . ؛ ابن سينا ، 85 ؛ غافقى ، 50 ؛ ميمون ، 63 . ( 2 ) . قيصوم ، نك . شمارهء 33 ، يادداشت 3 . ( 3 ) . نسخهء فارسى : راطسيا ، بايد خواند ارطميسيا ، نك . شمارهء 33 . ( 4 ) . ارطاميسيا ، نك . يادداشت 3 . ( 5 ) . نسخهء فارسى : مردوردشيران ، بايد خواند مرو اردشيران نك . شمارهء 33 ، يادداشت 11 . ( 6 ) . مروشيران . ( 7 ) . نسخهء فارسى : اطراميسيا كه اشتباه است . ( 8 ) . اين نقل از ابو حنيفه در لسان العرب ، XII ، 486 - 487 وجود دارد . 147 . برّاقة 1 - ؟ نوعى است از ادويه و او بيخ نباتى است . بعضى از او خرد باشد و بعضى از او بزرگتر . جرم او را تشنج ( چين ) بسيار باشد و اندك مزه بود و در دست زود شكسته شود . لون او به قسط مشابهت دارد و در طعم او اندكى تيزى و سوختن و خاريدن بود . ( 1 ) . نشانهگذارى از نسخهء فارسى است ؛ در ديگر منابع به چنين گياهى اشاره نشده است . احتمال مىرود كه تحريف شده برواق يعنى « خنثى » ( سريش ) باشد ، لكن توصيف اين گياه از هيچ چيز مشخص سخن نمىگويد . 148 . بسباس 1 يحيى بن ماسويه گويد : بسباس برگ « جوزبويا » 2 ست و جوزبويا در ميان برگى [ برگچهاى ] باشد كه او را صيادنه و اطبا بسباس گويند به شبه سبد در حواشى او آمده باشد و چون جوزبويا از درخت او باز كنند بسباس ازو جدا كنند . خشكى گويد : در بصره همچنين ديدم ؛ جماعتى از بازرگانان دريا كه ثقات بودند ، چنين گفتند كه جوزبويا و بسباس از يك درخت است و درخت او در اقاصى بلاد هند 3